تبلیغات
جوهر ناآرام - علیت: آری یا نه
 

علیت: آری یا نه

نوشته شده توسط :صادق ابراهیمی
چهارشنبه 21 تیر 1391-03:27 ب.ظ

     علیت به ساده ترین بیان یعنی اگر اثری از یک چیز دیدیم بدانیم که آن چیز وجود دارد که پایه ی عقل است و در هر فطرتی وجود دارد.

     یکی از ذرات هسته ی اتم را با توجه به تاثیراتی که داشت...

و با توجه به معادلات ریاضی پی به وجودش بردند در حالی که 30 سال بعد کشف شد و در محیط های آزمایشی (مثلا اتاقک حباب) رویت شد!! آیا این جز از اعتقاد به علیت شکل می گیرد که بدون رویت پی ببریم که هست چون می دانیم که این اثرها از یک جا منشاء می گیرند. اصلا در مورد خود رویت این ذرات در اتاقک حباب باز هم به طور مستقیم آن ذرات دیده نمی شوند بلکه با توجه به مسیری که در هنگام حرکت از میان مواد مخصوص باز می کنند اعلام کشف ذره صورت می گیرد. آیا ذهن سالم می پذیرد که آن مسیرِ باز شده بدون علت باز شده!! آیا بدون علیت سنگ روی سنگ بند می شود؟

     بعضی ها از متفکران می گویند علّیت از عادت شکل می گیرد. مثلاً می گویند چون از بچگی دیده ایم که وقتی آب روی بدن می ریزد بدن خنک می شود می گوییم خنک شدن معلول آب است و می پرسند که اگر یک بار آب خنک نکرد چه می شود؟ و پاسخ می دهند که در هر دو صورت هم امری خلاف طبیعت رخ نداده و علیت را کلاًّ رد می کنند. ما در پاسخ به این ها می گوییم آری ما با عادت می فهمیم که علت خنک شدن آب است ولی با عادت نمی فهمیم که خنک شدن علّت می خواهد حتی برای اولین بار. مثل نبوّت عامّه و خاصّه. اگر ما ادعای پیامبری یک فرد را نقض کنیم (نبوّت خاصه) به هیچ وجه دلایل احتیاج به پیامبری را (نبوّت عامه) نقض نکرده ایم. جواب دیگر ما این است که اول بگذارید همان یک باری که ادعا می کنید اتفاق بیفتد بعد در موردش حرف بزنیم!! نکته ی دیگری که می گوییم این است که در اکثریت مواقع که آب خنک می کند علّت خنک شدن آب است (و خنک شدن مستقل که در آن صورت ازلی نمی بود. و خنک شدن بی ارتباط به آب نبوده) و این یک بار که خنک نکرد علت دیگری دارد که برای ما ناشناخته است و باید به دنبال آن بگردیم (بعداً می فهمیم هوا از رطوبت اشباع است و یا آن چیزی که ریختیم اصلا آب نبوده!! سراب بوده) علم تا حالا با همین روش و با علّیت پیش رفته و (گذشته از مثبت یا منفی بودنش) این همه دستاورد غیر قابل انکار داشته.

     جالب است. چه قدر پیش زمینه ها مهم اند. ملحدین نتیجه می گیرند که علّیت ناشی از عادت است (البته در مورد پی بردن به یک علّت و معلول خاص درست است) و کلاًّ علّیت را ابطال می کنند تا راه را برای رسیدن به علّت العلل ببندند ولی مثبتین این ارتباط بین علّت و معلول خاص را نیز قراردادی از سوی خالق می دانند. مثبتین این ارتباط را هم مانند هم معلول و هم علّت نیازمند می دانند و رو به سوی غنی مطلق می آورند ((یَسئَلُهُ مَن فِی السَّماواتِ وَ الأَرض: آنکه در آسمان ها و آنکه در زمین است از او درخواست می کند/ الرَّحمان)) تا یا مستقیم به غنی ذاتی برسند یا با واسطه ی چندین علّت. آن غنی ائی که همه چیزش از خودش است و مخزن همه چیز در دست اوست. ((وَ إن مِن شَیءٍ إلاّ عِنَدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إلّا بِقَدَرٍ مَعلوم: و هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائنش در دست ماست. و جز به اندازه ای مشخص آن را نازل نمی کنیم./ حِجر.21)) و وقتی به صاحب مخازن همه چیز رسیدیم دیگر احتیاج به حرکت نیست. مبداء  همین جاست.

     ما به هر چیزی که نگاه می کنیم می گوییم ساخته شده است. وقتی سنگ را می بینیم می گوییم چه کسی این اندازه را جدا کرده و این شکل را بریده و انتخاب کرده (اولین شکل هر چیز و شکل انتخاب شده ی هر ذره؟) این جاست که پی به صانع می بریم و می پرسیم چه کسی زمین را گستراند تا مکان زندگی باشد؟ چه کسی آسمان را بالا برد؟ خورشید را و ماه را و ستارگان را قرار داد؟

     ((نور وقتی با زاویه ی غیر از 90 درجه از هوا وارد شیشه می شود می شکند.)) علتش چیست؟ چونکه سرعت تغییر می کند.   نه علت نمی خواهد!! شما فقط بگویید: ((نور هنگام عبور از هوا به شیشه می شکند.)) واقعا این دنیای صرفا توصیفی دو بعدی را کدام ذهن می پذیرد؟ علیت همان پیمان توحید اخذ شده از انسان هاست که به دنیا سطحی نگاه نکنند و از توصیفاتی که می شنوند و پدیده هایی که می بینند دنبال پشت پرده بروند و از علت نهانی اش جویا شوند. اگر (و حتما) در بچگی وقتی پدیده ائی را می دیدید کنجکاو می شدید و می پرسیدید چرا این اتفاق می افتد و پس از جوابش دوباره می گفتید چرا؟ و چرا؟ ... دقیقا داشتید زنجیره ی علل را می پیمودید. در دو سالگی!!

     هر بار که به دنیا ژرف نگریستم یافتم که می توانست نباشد یا طور دیگری باشد ولی هست و اینگونه است. هست تا گنجی پنهان آشکار شود. ((گنج پنهانی بودم که دوست داشتم شناخته شوم پس موجودات را آفریدم تا شناخته شوم)) گنجی که ما را به آغوش خودش می خواند. و چه قدر مهربان است.





نظرات() 


فائزه
پنجشنبه 29 تیر 1391 05:25 ب.ظ
هر روز به روزیم
بهمون سر بزنید
براتون مطلب گذاشتیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox