تبلیغات
جوهر ناآرام - نقد ((The great disign)) کتاب جنجالی آقای هاکینگ
 

نقد ((The great disign)) کتاب جنجالی آقای هاکینگ

نوشته شده توسط :صادق ابراهیمی
چهارشنبه 21 تیر 1391-03:52 ب.ظ

_ایشان می گویند یک قانون کوچک وجود دارد. در مقیاس بزرگ, قوانین متعدد و پیچیده ای دیده می شوند که ناشی از همان یک قانون کوچک اند. قانون کوچکی که در مثال ((بازی زندگی)) آورده اند قابل مقایسه با قانون کوچک جاذبه در دنیای ما (اگر بتوان آن را کوچک نامید) نیست.                                               _ قوانین صرفا توصیف نظم اند; نه توجیه آن و این طور نیست این قوانین (مانند قوانین کشورها) در جایی از دنیا ثبت شده باشد و دنیا هنگام رفتار به آنها رجوع کند.                                                                

_ ایشان حرف از قانون غیر قابل تغییر پایستگی و ابرتقارن می زنند; اما همین که حرف از هوشمندی شود با قاطعیت رد می کنند. آیا ابرتقارن با بی تقارنی برابر است; یا پایستگی با غیرپایستگی.

________________________________________________

_ شما که اعتراف می کنید نمی توانید رفتار یک سیستم سه ذره ای را با جاذبه پیش بینی کند; چگونه از دنیا انتظار دارید سیستم های میلیارد ذره ای خود را بدون هیچ محاسبه وعقلی بصورت دقیق تا آخر پیش ببرد. کاش واضح تر اعتراف می کردید و می گفتید که آقای پوانکره ثابت کرده اند که پیشبینی رفتار یک سیستم سه ذره ای و بیشتر اساسا در دسترس ریاضیات نیست, چه برسد به سیستم های میلیارد ذره ای کهکشان ها       ((نه اینطور نیست که آنها می پندارند. قسم می خورم به جایگاه ستارگان. و آن قسمی است که اگر می دانستند بسیار بزرگ است))سوره ی واقعه آیات 75 و 76.  

_______________________________________________

_ ایشان عقیده دارند که وجود خدا (منظورشان اراده است) باعث بی نظمی و هرج و مرج می شود. البته اگر من هم قرار بود بین 1)خداوند کشتی گیر یهود 2)خداوند پنهان شونده در پشت درخت مسیحیان 3)الهه های پسرعمو,دخترعموی یونان و4)کفر, یکی را انتخاب می کردم, شاید چون از نادرستی سه گزینه ی اول خبر دارم, چاره ای جز انتخاب گزینه ی چهارم نداشتم. در حالی که خدای قرآن کاملا از جنس دیگری است و قرآن, تاکید زیادی بر یگانگی خدا دارد و حتی می گوید: ((اگر در آسمان ها و زمین خدایی جز الله بود قطعا نابود می شدند))                                                                                                                                _ ایشان هرگونه معجزه و امر ماورای طبیعی را رد می کنند. با اینکه شواهدی بر شکاف دریای سرخ توسط حضرت موسی(ع) و شق القمر پیامبر اسلام (ص) و یا حتی سحر وجود دارد.                                        _از نوشته هایشان کاملا معلوم است که ایشان, به دنبال این اند که ببینند یک جا اتفاقی غیرعقلانی و مخالف با منطق ریاضی اتفاق بیفتد, تا بگویند: ((دیدین . بالاخره خدا هم یک کاری کرد)) خداوندی که ایشان رد میکنند خداوند خلا هاست.

_____________________________________________

_ایشان می گویند قانون جاذبه همیشه بوده است; خوب پس همه ی شرایط برای تشکیل دنیا از هیچ وجود داشته پس چرا از همان ازل درست نشده و منتظر مانده تا در15میلیارد سال پیش تشکیل شود. اگر بگویید که دنیاهای قبلی تشکیل شده اند و برگشته اند(و مقعر بودند) سوال پیش می آید که چرا آنها برگشتند ولی دنیای ما کاملا تخت است و برنمی گردد. مگر شرایط یکسان نیست؟ پس برای چه دنیاها فرق می کنند.                                                                                       _قانونی که ایشان می گویند نمی تواند محرک اولیه باشد زیرا رفتارش همیشه یکسان است که اگر رفتارش همیشه یکسان نباشد همان خدایی است که ما می گوییم. هر وقت بخواهد رفتارش را تغییر می دهد وبرخلاف گذشته که دنیا را نمی ساخت,  دنیا را از هیچ می سازد و وقتی ساخت آن را منظم می کند. (با رفتار ثابت موقتی خودش( از تغییر رفتارش به اراده و از منظم ساختنش به هوش پی می بریم .

_______________________________________________

_ایشان در فصل آخر کتاب ((طرح عظیم)) نوشته اند : ((این معقول است که بگوییم که چه کسی یا چه چیزی جهان را خلق کرده است اما اگراین پاسخ خداست سپس سوال به این شکل منحرف میشود که چه کسی خدا را خلق کرده است. )) ببخشید ! اگر این پاسخ x باشد; دیگر مشکل حل است.                                           _ایشان در فصل آخر کتاب ((طرح عظیم)) اعتراف کرده اند)) :قوانین طبیعت به ما می گویند که جهان چگونه رفتار می کند ولی پاسخی در جواب چرایی آن نمی دهند)) ما هم همین را می گوییم. ما می گوییم جواب این نظم هوش است. این که خیلی واضح است. واقعا اینقدر فرق بین ما و  شماست ! اگر بدون هوش تا حالا اینقدر دقیق آمده اصلا بعید نیست که بدون هوش رستاخیز هم برپا شود و بدون هوش به حساب اعمال همه رسیدگی شود و بدون هوش بهشت و جهنم هم ساخته شود و خوشبختی حقیقی انسان رقم بخورد. من که حاضر نیستم خودم را در معرض چنین خطر بزرگی قرار دهم و بگویم: ((او نیست)) در حالی که شاید باشد و در خفای خود بر من خشم گیرد و آنگونه که فکرش نیز در ذهنم نمی گنجید عذابم کند و یا دوباره با قاطعیت بگویم: ((او نیست)) در حالی که از محدود بودن علم خود اطلاع دارم . 

______________________________________________

شما در فصل آخر کتابتان نوشته اید : ((چون قانونی مانند گرانش وجود دارد جهان می تواند خودش را به روشی که در فصل ششم توضیح داده شد به وجود آورد.))  شماییکه اعتقاد به خدا ندارید    نمی توانید بگویید که چون به جاذبه احتیاج است وجود دارد. اما ما که به خدا اعتقاد داریم می توانیم بگوییم اگر احتیاج به چیزی احساس شود وجود دارد.

______________________________________________

 

با کمال احترام نسبت به ایشان و گروهشان و تحسین هوش و پشت کارشان و تشکر بابت نقض اصالت ماده و اثبات خلقت جهان از هیچ (همان چیزی که همیشه دین های دنیا می گفتند)





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox